یادداشتی درباره انقلاب دیجیتال (قسمت دوم)

هوشمندسازی تصمیم گیری های اقتصادی می تواند موجب کاهش مشکلات ناشی از اختلالات تکنولوژیک شود و ابزارهای بلند مدت مناسبی را در اختیار ما قراردهد.

در قسمت قبلی دو مورد انقلاب فضای مجازی و استفاده از تکنولوژی در انطباق با شرایط موجود را مورد بررسی قرار دادیم و امروز در قسمت دوم پنج مورد دیگر را بررسی میکنیم

برای مراجعه به قسمت اول کلیک کنید

هوشمندسازی تصمیم گیری های اقتصادی می تواند موجب کاهش مشکلات ناشی از اختلالات تکنولوژیک شود و ابزارهای بلند مدت مناسبی را در اختیار ما قراردهد.

این یادداشت توسط :مارتین مولهیزن در سایت صندوق بین المللی پول نگاشته شده است.

مترجم : سید مسعود شریفی

۳٫سرعت و شتاب تغییرات

دیجیتالی سازی نیز کارهای مردم را تغییر خواهد داد. طبق گزارش سال گذشته توسط مؤسسه جهانی مک کینزی، برای شغل تا یک سوم نیروی کار ایالات متحده (حدود ۵۰ میلیون نفر) می تواند تا سال ۲۰۲۰ تغییرات جدی حاصل شود. این مطالعه همچنین برآورد می کند که حدود نیمی از فعالیت های حال حاضر را می توان با استفاده از روباتیک و فناوری های یادگیری مصنوعی و یادگیری ماشین، اتوماتیک کرد. به عنوان مثال، رایانه ها یاد می گیرند نه فقط برای رانندگی تاکسی، بلکه همچنین برای بررسی علائم سرطان، (که یک وظیفه در حال حاضر توسط رادیولوژیست هاست) واکنش نشان دهند. البته دیدگاه های متفاوتی وجود دارد، واضح است که از بین رفتن تمام شغل ها و تحولات در تمام بخش ها و سطوح دستمزد پیش خواهد آمد.

همانطور که مطالعه McKinsey تاکید می کند، پس از شروع آهسته انقلاب دیجیتالی، سرعت تحولات به سرعت در حال افزایش است. در اوایل قرن بیست و یکم گوشی هوشمند در دست همه افراد به طور معمول دیده می شود. در حال حاضر، بیش از ۴ میلیارد نفر دسترسی به دستگاه های دستی ای دارند(موبایل) که قدرت محاسباتی بسیار بالا دارد این قدرت محاسبه بیشتر از دستگاه های اداره ملی هوا و فضا آمریکا برای ارسال دو نفر به ماه استفاده کرده است. و در عین حال این سوپرکامپیوترهای کوچک اغلب تنها به عنوان تلفن های فروتن استفاده می شود، و محاسبات ساده ای انجام می دهند.

یک چیز مطمئن است: اکنون هیچ برگشتی وجود ندارد. تکنولوژی دیجیتال بیشتر گسترش خواهد یافت و تلاش برای نادیده گرفتن آن و یا تصویب قانون در برابر آن احتمالا شکست خواهد خورد. مکس تگ مارک، استاد موسسه فناوری ماساچوست در مصاحبه ای که در واشنگتن پست انجام داده است، وقتی این سوال را مطرح می کنند که  شما “له” یا “علیه” هوش مصنوعی هستید؟ پاسخ می دهد: مشابه این است که از اجداد ما بپرسید که حامی آتش هستید یا مانع آن. البته اختلال اقتصادی و عدم اطمینان می تواند موجب اضطراب اجتماعی در مورد آینده و پیامدهای سیاسی آن شود. نگرانی های جاری در مورد تحولات شغلی همانطور که جان مینارد کینز در سال ۱۹۳۰ در مورد افزایش بیکاری تکنولوژیکی ذکر کرده است. البته میدانیم که بشریت در نهایت با انرژی بخار و برق سازگاری صنعتی ایجاد کرد و احتمالا ما دوباره با انقلاب دیجیتال همراه شویم .

پاسخ این است که راه حل نه در انکار، بلکه در طراحی سیاست های هوشمندانه است که حداکثر بهره مندی از مزایای تکنولوژی جدید را به ارمغان می آورد و حداقل رساندن اختلالات کوتاه مدت اجتناب ناپذیر است. راه حل کلیدی این است که تمرکز کنیم بر سیاست هایی که به تغییرات سازمانی ای که به نیازهای  انقلاب دیجیتال پاسخ دهند.

۴٫  نیاز به مهارت های جدید

الکتریکی کردن صنعت ایالات متحده در اوائل قرن بیستم، از یک سیستم آموزش انعطاف پذیر سود می برد که مردم را برای ورود به بازارکار جدید آماده می کرد. مهارت های مورد نیاز برای تغییر از کار کشاورزی و همچنین فرصت های آموزشی برای کارگران برای توسعه مهارت های جدید. پس، آموزش و پرورش باید نیروی کار امروز را به نحوی که بتواند در یک اقتصاد جدید رشد کند و در آن مهارت های”شناختی تکراری” را کنار بگذارد- از رانندگی کامیون تا تجزیه و تحلیل اسکن پزشکی – و به جای آنها مهارت های جدیدی نظیر مهندسی وب و حفاظت از امنیت سایبری، را توسعه دهد. به طور کلی، شغل های آینده احتمالا بر همدلی و اصالت انسانی تأکید می کنند: حرفه ای هایی که احتمالا منسوخ می شوند، معلمان دبستانی، روحانیت و هنرمندان هستند.

۵٫تفاوت بین انقلاب دیجیتالی و انقلاب بخار و برق

یک تفاوت واضح بین انقلاب دیجیتال و انقلاب های بخار و برق، سرعت تصاعدی گسترش فن آوری در سراسر کشور است. در حالی که آلمان و انگلیس به نسبت سریع تر از آمریکا به مصرف برق اقدام کردند ولی سرعت پخش دسترسی به برق در سراسر جهان نسبتا کند بود. در سال ۱۹۲۰، ایالات متحده هنوز نیمی از برق جهان را تولید می کرد. آنچه در مقابل وجود دارد کامپیوترهای انقلابی دیجیتال، اینترنت و هوش مصنوعی که توسط داده های بزرگ پشتیبانی می شوند و به طور گسترده ای در دسترس عموم هستند. در حقیقت، قابل توجه است که کشورهای کمتر توسعه یافته تکنولوژی را در بسیاری از زمینه ها، مانند پرداخت تلفن همراه (کنیا)، ثبت زمین (هند) و تجارت الکترونیک (چین)، هدایت می کنند. این کشورها، پذیرش سریع فن آوری های جدید را تسهیل کردند، زیرا برخلاف بسیاری از اقتصادهای پیشرفته، آنها در زیرساخت های پیشین یا قدیمی قرار نگرفته اند. این بدان معنی است که فرصت های زیادی برای صحیح و خطا کردن و پیداکردن کردن سیاست های بهتر فراهم است و همچنین خطر رقابت رقابتی در سراسر کشورها وجود دارد.

۶٫لزوم ورود سیاستگذاران چیست؟

در حالی که انقلاب دیجیتال جهانی است، ولی سرعت واکنش های سازگاری و سیاستی – به درست یا به غلط – تا حد زیادی ملی یا منطقه ای است، که منعکس کننده ساختارهای اقتصادی مختلف و تنظیمات اجتماعی است. تاثیرات این انقلاب به روشنی بر اقتصادهایی که مراکز بازارمالی هستند – مانند سنگاپور و هنگ کنگ – متفاوت خواهد بود، یا اینکه اقتصادهای تولید کنندگان تخصصی نفت مانند کویت، قطر و عربستان سعودی دچار تحولات دیگری خواهند شد.

به همان اندازه، پاسخ به فن آوری های تولید اتوماتیک احتمالا رویکرد های مختلف اجتماعی در مورد حفاظت از اشتغال را منعکس می کند. جایی که ترجیحات متفاوت است، همکاری بین المللی به احتمال زیاد شامل تجارب مبادله ای است که سیاست ها به بهترین نحو کار می کنند.

ملاحظات مشابه در پاسخ سیاست به افزایش نابرابری، که همچنان همراه با کشف تدریجی بهترین راه برای سازماندهی شرکت ها در اطراف تکنولوژی جدید است، اعمال می شود. نابرابری با افزایش شکاف بهره وری و ارزش بازار بین شرکت ها با مدل های تجاری جدید و کسانی که سازماندهی نشده اند افزایش می یابد. این شکاف ها تنها زمانی اتفاق می افتد که فرآیندهای قدیمی تا حد زیادی جایگزین شده اند.

سیاست های آموزش و پرورش و سیاست های رقابت نیز باید با این انقلاب انطباق یابد. مدارس و دانشگاه ها باید نسل های آینده را با مهارت های لازم برای کار در اقتصاد نوظهور ارائه دهند. اما صندوق های بازنشستگی همچنان به پرداخت حق بیمه برای کارکنانی که مهارت هایشان ارتقا نیافته باید ادامه دهند. به همین ترتیب، سازماندهی مجدد تولید، خط مشی های رقابتی جدیدی را ایجاد می کند تا اطمینان حاصل کند که تکنیک های جدید تبدیل به انحصار در دست چند شرکتی نمی شوند که برای اولین بار در قرعه کشی جایزه می گیرند. در نشانه ای از این که در حال حاضر اتفاق می افتد، سازمان بین المللی آکسفام اخیرا گزارش داد که تنها هشت نفر دارایی هایشان بیشتراز ۳٫۶ میلیارد نفر فقیر روی زمین است.

انحصارات راه آهن قرن نوزدهم نیاز به قدرت اقتصادی بالایی داشت. اما سیاست های رقابتی وقتی که رشد شرکت های کوچک، بسیار سریع است خیلی سخت است. زمانی که رقبای آینده احتمالا از شرکت های بزرگ موجود بیرون می آیند و به سمت شرکت های کوچک نوآور سوق داده می شوند که توانایی رشد سریعی دارند. چگونه می توان اطمینان حاصل کرد که گوگل یا فیس بوک بعدی توسط شرکت های تاسیس شده در انحصار شکست نخورند؟

۷٫لزوم اجتناب از افول

با توجه به دسترسی جهانی فن آوری های دیجیتال و خطر افول[۱]، نیاز به همکاری سیاسی ای است که هماهنگی هایی بین بازارهای مالی جهانی و صنایع دریایی و هوایی و… پدید آورد. در عرصه دیجیتال، چنین همکاری می تواند شامل تنظیم رفتار اطلاعات شخصی  کاربران باشد  که با توجه به ماهیت بین المللی اینترنت، مساله پیچیده ای است. همچنین دارایی های نامشهود، که طبیعت و مکانشان تا حدودی غیرمعمول است و راهکارهای پیچیده مالیات ستانی از شرکت های دیجیتال را در پی دارد. همچنین سیستم های نظارتی مالی که برای نظارت بر معاملات میان مؤسسات مالی به کار گرفته می شود (با پرداختن به رشد پرداخت های نظیر به نظیر ) چون وقتی که برای جلوگیری از جرم و جنایت تلاش می شود، پیچیده خواهد شد.

همچنین اهمیت همکاری و نقش پررنگ سازمان های بین المللی مانند بانک جهانی و صندوق بین المللی پول را دوچندان می کند. این مؤسسات با اعضا گسترده خود می توانند یک انجمن برای حل چالش های ناشی از انقلاب دیجیتال تشکیل دهند، راهکارهای مناسب سیاست گذاری را ارائه دهند و دستورالعمل های سیاستی را ارائه دهند. سیاستگذاران نیاز به انجمن های مشاوره ای ای دارند که باید با توجه به تجارب سایر کشورها بتوانند به موقع به شرایط در حال تغییر، و مسائل مربوط به یکدیگر پاسخ دهند.

انقلاب دیجیتال باید پذیرفته شود و بهبود یابد، نه اینکه نادیده گرفته شود و یا سرکوب گردد. تاریخچه فن آوری های عمومی پیشین نشان می دهد که ، سازماندهی مجدد اقتصاد در کنار تکنولوژی های انقلابی، منافع بلند مدت زیادی را ایجاد می کند؛ حتی با انحرافات کوتاه مدت که وجود خواهد داشت. این موضوع اهمیت سیاست های عمومی را نفی نمی کند. برعکس، در حقیقت تغییرات تکنولوژیکی بزرگ نیاز به سیاست های منطقی دارد. کارخانه های تولیدی در عصر بخار نیز مقررات مربوط به ساعات کار، کار نوجوانان و شرایط کارخانه را نیاز داشت که دولت ها تصویب می کردند.

به همین ترتیب، اقتصاد فضای مجازی باعث بازنگری قوانین می شود؛ به عنوان مثال، منظور از خودکفایی در عصر اوبر چیست؟ برای به حداقل رساندن اختلالات و به حداکثر رساندن مزایا، ما باید سیاست های مربوط به اطلاعات دیجیتال و مالیات های بین المللی، سیاست های کار و نابرابری، و آموزش و رقابت را با واقعیت های در حال ظهور تطبیق دهیم. با سیاست های خوب و تمایل به همکاری در مرزها، ما می توانیم (و باید) این فن آوری های هیجان انگیز را برای بهبود وضعیت سلامتی بدون کاهش انرژی و شور و شوق عصر دیجیتال استفاده کنیم.

[۱] The race to the bottom: is a socio-economic phrase which is used to describe government deregulation of the business environment, or reduction in tax rates, in order to attract or retain economic activity in their jurisdictions. An outcome of globalization and free trade, the phenomenon may occur when competition increases between geographic areas over a particular sector of trade and production